صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 2700

1. دل به تن یکرنگ چون گردید باطل می شود

2. گوهر از گرد کسادی مهره گل می شود

3. از خودی تا ذره ای باقی است سالک در ره است

4. هر کجا افتد ز دوش این بار، منزل می شود

5. خرج خاک تیره می گردد دل دنیاپرست

6. می فتد دیوار بر هر سو که مایل می شود

7. از طواف کعبه کی ماند خداجو از طلب؟

8. قانع از لیلی کجا مجنون به محمل می شود؟

9. سر به صحرا می دهد غمهای عالم را جنون

10. می کشد ناموس عالم هر که عاقل می شود

11. خار و حس می آید ازدریا سلامت بر کنار

12. بر سکباران کف بی مغز ساحل می شود

13. نقد جانش خرج ره می گردد از بی توشگی

14. از سرانجام سفر هرکس که غافل می شود

15. آنچنان کز کاوش آب چشمه می گردد زیاد

16. دخل ارباب کرم افزون ز سایل می شود

17. فیض حق در قطع امید از خلایق بسته است

18. پرده این ماه دامان وسایل می شود

19. می شود سیلاب چون پیوست با هم چشمه ها

20. شورش مجنون یکی صد از سلاسل می شود

21. هر چه را برداشت حق، بازش حق اندازد به خاک

22. کی به سعی بندگان تسعیر نازل می شود؟

23. دست نه بر روی هم صائب که هر جا عقده ای است

24. بیشتر از ناخن تدبیر مشکل می شود


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* یک جهان شوخی به یک عالم حیا آمیختند
* کان دو رعنا نرگس از بستان حسن انگیختند
شعر کامل
محتشم کاشانی
* آن آفتاب خوبی چون بر زمین بتابد
* آن دم زمین خاکی بهتر ز آسمانست
شعر کامل
مولوی
* بغل از نامۀ احباب پُر کرد و نمی خواند
* که می ترسد شود مکتوب من هم در میان پیدا
شعر کامل
نظیری نیشابوری