صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 340

1. نگردید آتشین رخساره ای فریادرس ما را

2. مگر از شعله آواز درگیرد قفس ما را

3. ز بی دردی به درد ما نپردازند غمخواران

4. همین آیینه می گیرد خبر، گاه از نفس ما را

5. نچیدم از گرفتاری گلی هر چند از خواری

6. ز زخم خار و خس دست حمایت شد قفس ما را

7. اگر چه پنجه ما را، ز نرمی موم می تابد

8. زبان آهنین در ناله باشد چون جرس ما را

9. حلاوت برده بود از زندگی آمیزش مردم

10. ترشرویی حصاری گشت از مور و مگس ما را

11. گیاه تشنه ما سنگ را در دل آب می سازد

12. به پای خم برد از گوشه زندان عسس ما را

13. به مهر خامشی غواص ما امیدها دارد

14. به گوهر می رساند زود، جان بی نفس ما را

15. به مردن برنیاید ریشه طول امل از دل

16. رهایی نیست زیر خاک چون سگ زین مرس ما را

17. به است از باغ بی گل، گوشه زندان ناکامی

18. در ایام خزان بیرون میاور از قفس ما را

19. بهار از غنچه منقار ما برگ و نوا گیرد

20. به زر چون غنچه گل گر نباشد دسترس ما را

21. به مهر خامشی کردیم صلح از گفتگو صائب

22. غباری بر دل آیینه ننشت از نفس ما را


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بشنو این نی چون شکایت می‌کند
* از جداییها حکایت می‌کند
شعر کامل
مولوی
* حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
* آری به اتفاق جهان می‌توان گرفت
شعر کامل
حافظ
* این گردباد نیست که بالا گرفته است
* از خود رمیده ای است که صحرا گرفته است
شعر کامل
صائب تبریزی