صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 4162

1. گلزار جوش حسن خداداد می زند

2. باغ از شکوفه موج پریزاد می زند

3. خون لاله لاله می چکد از تیغ کوهسار

4. طاوس سر ز بیضه فولاد می زند

5. چون عندلیب هر که قدم در چمن گذاشت

6. بی اختیار بر در فریاد می زند

7. هر لاله ای که سر زند از کوه بیستون

8. ساغر به طاق ابروی فرهاد می زند

9. عاشق به هیچ وجه تسلی نمی شود

10. در وصل عندلیب همان داد می زند

11. صائب به روی خود در غم باز می کند

12. هر کس که خنده بر من ناشاد می زند


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
* من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود
شعر کامل
سعدی
* کدام دانه فرورفت در زمین که نرست
* چرا به دانه انسانت این گمان باشد
شعر کامل
مولوی
* از ما گله بی ثمری کس نشنیده است
* هر چند که چون بید سراپای زبانیم
شعر کامل
صائب تبریزی