صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 4927

1. نشد روشن چراغم از عذار آتش اندودش

2. مگر چشمی دهم درموسم خط آب ازدودش

3. اجابتهاست درطالع دعای دامن شب را

4. یکی صد شد امید من زخط عنبر آلودش

5. دل سنگش کجا برتشنه دیدار می سوزد؟

6. سبکدستی که برمی آید از آیینه مقصودش

7. به دوری از حریم اونشد قطع امید من

8. که برگردد به محفل شمع، چون خامش کنی زودش

9. ز احسان نهانی جان سایل تازه می گردد

10. خوشا زخمی که سازد خنده پنهان نمکسودش

11. مدان چون تنگدستان جهان محتاج عاشق را

12. که یاد از بی نیازی می دهد روی زر اندودش

13. مزن مهر خموشی بر دهن آتش زبانان را

14. کز این روزن برآید دود چون سازند مسدودش

15. بر همن ازحضور بت دل آسوده ای دارد

16. نباشد دل به جان آن راکه درغیب است معبودش

17. چه بگشاید ز خلق سفله صائب، ما و درگاهی

18. که هر موری سلیمان می شود از سفره جودش


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* من گدا و تمنای وصل او هیهات
* مگر به خواب ببینم خیال منظر دوست
شعر کامل
حافظ
* به چشم همت من استخوان بی مغزی است
* سعادتی که زبال هما میسر شد
شعر کامل
صائب تبریزی
* شبم در ماتم هجران دو ابرو در خیال آمد
* به سینه هر کجا ناخن زدم شکل هلال آمد
شعر کامل
جامی