صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 6120

1. اهل معنی گر چه خاموشند از تحسین من

2. غوطه در خون می زنند از معنی رنگین من

3. سکته بی دردی از خواب عدم سنگین ترست

4. ورنه خون مرده گردد زنده از تلقین من

5. در جگرگاه نواسنجان این بستانسرا

6. تیغها خوابیده از هر مصرع رنگین من

7. از ید بیضای کلک من جهانی روشن است

8. گر به ظاهر نیست شمعی بر سر بالین من

9. مایه دار معنیم، دعوی نمی دانم که چیست

10. خودفروشی نیست چون بی مایگان آیین من

11. دیده یوسف شناس از خود بود منت پذیر

12. می کند تحسین خود، هر کس کند تحسین من

13. صور محشر پاره سازد گر گلوی خویش را

14. برنمی گردد صدا از کوه با تمکین من

15. نیست از منع تماشایی پر از گل گلشنم

16. دست و پا از جوش گل گم می کند گلچین من

17. شهد گفتار مرا صائب قوام دیگرست

18. خامه ها را کرد بی شق معنی شیرین من


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* عیب نبود گر ترنج از دست نشناسم که نیست
* در همه مصرم کسی چون یوسف کنعان عزیز
شعر کامل
خواجوی کرمانی
* جهانی ز پیری شده نوجوان
* همه سبزه و آبهای روان
شعر کامل
فردوسی
* همین نصیحت من پیش گیر و نیکی کن
* که دانم از پس مرگم کنی به نیکی یاد
شعر کامل
سعدی