صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 6737

1. جام هیهات است از صهبا کند پهلو تهی

2. این حبابی نیست کز دریا کند پهلو تهی

3. آستانش سجده گاه سرفرازان می شود

4. هر که چون محراب از دنیا کند پهلو تهی

5. رفت بر باد فنا در یک نفس عمر حباب

6. این سزای آن که از دریا کند پهلو تهی

7. دامن نقصان مده از کف که چون گردد تمام

8. مه ز خورشید جهان آرا کند پهلو تهی

9. اهل بینش (را) گزیر از سختی ایام نیست

10. این شراری نیست کز خارا کند پهلو تهی

11. زین گرانجانان که کوه قاف ازیشان شد سبک

12. وقت آن کس خوش که چون عنقا کند پهلو تهی

13. در گلستانی که اشک ما سراسر می رود

14. لاله از شبنم ز استغنا کند پهلو تهی

15. از شبیخون اجل صائب نگردد مضطرب

16. هر که پیش از مرگ از دنیا کند پهلو تهی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* دعاهای سحر گویند می‌دارد اثر آری
* اثر می‌دارد اما کی شب عاشق سحر دارد
شعر کامل
وحشی بافقی
* افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن
* مقدمش یا رب مبارک باد بر سرو و سمن
شعر کامل
حافظ
* مخند ای نوجوان زنهار بر موی سفید ما
* که این برف پریشان سیر بر هر بام می بارد
شعر کامل
صائب تبریزی