سلمان ساوجی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 134

1. ز کویش نسیم صبا بوی برد

2. به بویش دلم پی بدان کوی برد

3. دل از چنبر زلف او چون جهد؟

4. که باد سحر جان به یک سوی ‌برد

5. خیال کنارش بسی داشتند

6. ز هی پیرهن کز میان گوی برد!

7. به پشتی رویش قوی گشت زلف

8. دل عالمی را از آن روی برد

9. سهی سرو من تاز چشمم برفت

10. به یکبارگی آبم از جوی برد

11. که راز پریشان ما فاش کرد؟

12. که چون زلف او باد هر سوی برد

13. مگر زلف او گفت در گوش او

14. صبا در گذر بود از آن بوی برد

15. دلی داشت سلمان، شد آن نیز گم

16. چرا گم شد آن لعل دلجوی برد؟


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* تا به افسوس به پایان نرود عمر عزیز
* همه شب ذکر تو می‌رفت و مکرر می‌شد
شعر کامل
سعدی
* اینقدر کز تو دلی چند بود شاد، بس است
* زندگانی به مراد همه کس نتوان کرد
شعر کامل
صائب تبریزی
* پیری و جوانی پی هم چون شب و روزند
* ما شب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم
شعر کامل
سعدی