سنایی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 85

1. دان و آگه باش اگر شرطی نباشد با منت

2. بامدادان پگه دست منست و دامنت

3. چند ازین شوخی قرارم ده زمانی بر زمین

4. نه همین آب و زمین بخشید باید با منت

5. سوزنی گشتم به باریکی به خیاطی فرست

6. تا همی دوزد گریبان و زه پیراهنت

7. آتش هجرت به خرمنگاه صبرم باز خورد

8. گفت از تو بر نگردم تا نسوزم خرمنت

9. گر نگیری دستم ای جان جهان در عشق خویش

10. پیشت افتم باژگونه خون من در گردنت


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* چه محو ناخدا گردیده ای، ای از خدا غافل؟
* ندارد این سفر باد مرادی غیر یاربها
شعر کامل
صائب تبریزی
* ما را به جرم عشق تو کشتند منکران
* سرمایهٔ ثواب شد آخر گناه ما
شعر کامل
فروغی بسطامی
* دل ای رفیق درین کاروانسرای مبند
* که خانه ساختن آیین کاروانی نیست
شعر کامل
سعدی