سیف فرغانی_دیوانقصیده و قطعه (فهرست)

شمارهٔ 65

1. ای پسر انده دنیا بدل شاد مگیر

2. بنده او شو و غم در دل آزادمگیر

3. برو از شام سوی مکه ببین شهر ثمود

4. در بنا کردن خانه صفت عاد مگیر

5. ای تو از بهر بریشم زده در دنیا چنگ

6. گر نه ای نای برو از دم او باد مگیر

7. داده خویش چو می بازستاند ایام

8. دست بگشای و بده و آنچه بتو داد مگیر

9. برتر از صدرالوفی بدرم وقت کرم

10. منشین زیر کس و خانه آحاد مگیر

11. مال و جاه از پی آنست که خیری بکنی

12. چون بکعبه نخوهی شد شتر و زاد مگیر

13. زاد ره ساز و بدرویش بده فضله مال

14. حق مسکین برسان وآنکه ز تو زاد مگیر

15. هرگز اولاد (تو) بعد از تو غم تو نخورند

16. زر بشادی خور و در دل غم اولاد مگیر

17. مال شیرین و تویی خسرو و فرهاد فقیر

18. سوی شیرین ره آمد شد فرهاد مگیر

19. من چو استاد خرد می دهمت چندین پند

20. منع بی وجه مکن نکته بر استاد مگیر

21. سیف فرغانی در شعر اگرت گوید وعظ

22. وعظ او گوش کن و شعر ورا باد مگیر


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* تا خیال گریه کردم یار رفت
* این غزال از بوی خون رم می کند
شعر کامل
صائب تبریزی
* ژاله بر لاله فرود آمده نزدیک سحر
* راست چون عارض گلبوی عرق کردهٔ یار
شعر کامل
سعدی
* زلف پر چین تو مشاطه شبی شانه نکرد
* که دو صد خون به دل محرم و بیگانه نکرد
شعر کامل
فروغی بسطامی