شاه نعمت‌الله ولی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 1081

1. من رند خراباتم ایمن ز کراماتم

2. در گوشهٔ میخانه دائم به مناجاتم

3. سر حلقهٔ رندانم ساقی حریفانم

4. نه زاهد و درویشم ، سلطان خراباتم

5. من آینهٔ اویم ، در آینه او جویم

6. از ذوق سخن گویم آسوده ز طاماتم

7. خواهی که صفات او در ذات یکی بینی

8. مجموع صفاتش بین در آینهٔ ذاتم

9. من سید عشاقم بگزیدهٔ آفاقم

10. در هر دو جهان طاقم اینست کراماتم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* هر غمی را فرجی هست ولیکن ترسم
* پیش از آنم بکشد زهر که تریاق آید
شعر کامل
سعدی
* گر ز چین آشوب برخیزد عجب نبود که باز
* بر سر زلف تو افتاده‌ست چین تازه‌ای
شعر کامل
فروغی بسطامی
* چه مایه بر سر این ملک سروران بودند
* چو دور عمر به سر شد درآمدند از پای
شعر کامل
سعدی