شاه نعمت‌الله ولی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 240

1. ملک جان در ولایتی دگر است

2. تخت دل در حمایتی دگراست

3. قول مستانه ای که ما گوئیم

4. بشنو او را حلاوتی دگر است

5. دلبران در جهان فراوانند

6. حسن ما را ملاحتی دگر است

7. عاقلان را نهایتی است ولی

8. عاشقان را نهایتی دگر است

9. وحده لاشریک له می گو

10. کاین سخن از روایتی دگر است

11. در خرابات رند سرمستیم

12. ذوق ما ذوق و حالتی دگر است

13. نعمت الله خدا به ما بخشید

14. این عنایت عنایتی دگر است


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* برو ای سپر ز پیشم که به جان رسید پیکان
* بگذار تا ببینم که که می‌زند به تیرم
شعر کامل
سعدی
* ساقیا دیوانه‌ای چون من کجا دربر کشد
* دختر رز را که نقد عقل کابین کرده‌اند
شعر کامل
حافظ
* انصاف نباشد که من خسته رنجور
* پروانه او باشم و او شمع جماعت
شعر کامل
سعدی