شاه نعمت‌الله ولی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 271

1. عشق مست است و عقل مخمور است

2. عاقل از ذوق عاشقان دور است

3. دل ما گنجخانهٔ عشق است

4. گنجخانه به کُنج معمور است

5. نظری کن که نزد اهل نظر

6. هر که او ناظر است منظور است

7. نور چشم است در نظر پیدا

8. دیده ای کو ندید بی نور است

9. زاهد ار ذوق ما نمی داند

10. هیچ عیبش مکن که معذور است

11. آفتاب ار به نور پیدا شد

12. سید ما به نور مستور است

13. نعمت الله به رندی و مستی

14. در همه کاینات مشهور است


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* چندت کنم حکایت شرح این قدر کفایت
* باقی نمی‌توان گفت الا به غمگساران
شعر کامل
سعدی
* دگر به هر چه تو گویی مخالفت نکنم
* که بی تو عیش میسر نمی‌شود ما را
شعر کامل
سعدی
* گنج خواهی، در طلب رنجی ببر
* خرمنی می‌بایدت، تخمی بکار
شعر کامل
سعدی