شاه نعمت‌الله ولی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 913

1. بر در میخانه بنشستیم باز

2. توبهٔ صد ساله بشکستیم باز

3. آب چشم ما به هر سو رو نهاد

4. شد روان با بحر پیوستیم باز

5. لطف ساقی بین که از انعام او

6. در خرابات مغان مستیم باز

7. دل به دست زلف او دادیم و برد

8. بی سر و سامان و پابستیم باز

9. نیست گشتم از وجود و از عدم

10. از وجود و جود او هستیم باز

11. با وصالش شکر می گوئیم ما

12. کز بلای هجر وارستیم باز

13. رند و ساقی سید و بنده به هم

14. بر در میخانه بنشستیم باز


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* به هیچ یار مده خاطر و به هیچ دیار
* که بر و بحر فراخست و آدمی بسیار
شعر کامل
سعدی
* آسوده گر از سنگ شد، از ارّه جدا نیست
* نخلی که درین باغ، ثمر هیچ ندارد
شعر کامل
حزین لاهیجی
* چنان به موی تو آشفته‌ام به بوی تو مست
* که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست
شعر کامل
سعدی