وحشی بافقی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 341

1. زینسان که تند می‌گذرد خوشخرام من

2. کی ملتفت شود به جواب سلام من

3. گفتم بگو از آن لب شیرین حکایتی

4. سد تلخ گفت دلبر شیرین کلام من

5. آن شمع گر ز سوز دل من خبر نداشت

6. بهر چه بر فروخت چو بشنید نام من

7. کامی نیافتم ز لب او به بوسه ای

8. هر گز نبود آن لب شیرین به کام من

9. وحشی غزال من که به من آرمیده بود

10. وحشی چنان نشد که شود باز رام من


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ز خون خاک دریا شد و دشت کوه
* ز بس کشته افگنده از هر گروه
شعر کامل
فردوسی
* من این تار نگه را حلقه حلقه می‌کنم اما
* شکاری را که من دیدم زیاد است از کمند من
شعر کامل
وحشی بافقی
* به خون تپیده ز بازوی قاتلی تن من
* که منتی است ز شمشیر او به گردن من
شعر کامل
فروغی بسطامی