اهلی شیرازی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 732

1. شد سگش یار رقیب و جور با خود میکند

2. با بدان هر کو نکویی میکند بد میکند

3. سرو من در باغ و نگشاید در من باغبان

4. باغبان هم ناز بر من زان سهی قد میکند

5. در بیابان عدم سر مینهم دیوانه وار

6. زلف چون زنجیر او بازم مقید میکند

7. می زدن کی از سفال آنسگ کو حد ماست

8. ما چه سگ باشیم او خود لطف بیحد میکند

9. سر بنه بر آستان او بامید قبول

10. گر قبولت میکند اهلی و گر رد میکند


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* عقل حیران شود از خوشهٔ زرین عنب
* فهم عاجز شود از حقهٔ یاقوت انار
شعر کامل
سعدی
* مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندی
* که فرشته ره ندارد به مقام آدمیت
شعر کامل
سعدی
* به سان‌ گوی کردم دل که دیدم آن صنم دارد
* زسنبل زلف چون چوگان و ازگل چهره چون میدان
شعر کامل
امیر معزی