اهلی شیرازی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 733

1. گرچه از عشق بتان صبر و دل و هوشم شد

2. باز عاشق شدم آن جمله فراموشم شد

3. هیچ سروی نگرفتم به بر از یاد قدش

4. که نه در خون دل آغشته در آغوشم شد

5. چاک دامان قبا بر زده از من چو گذشت

6. چاکها در دل از آن سرو قبا پوشم شد

7. دوش ساقی بیکی جرعه که در کارم کرد

8. سبحه رفت از کف و سجاده هم از دوشم شد

9. اهلی از تلخی هجران نکنی ناله که چرخ

10. نیش زد هرکه از او آرزوی نوشم شد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بر هر مژه خونی که مرا درتن بود
* چون دانهٔ نار بر سر سوزن بود
شعر کامل
انوری
* روزگاریست که سودای بتان دین من است
* غم این کار نشاط دل غمگین من است
شعر کامل
حافظ
* چند باشی همچو خون مرده پنهان زیر پوست؟
* همتی کن، پوست را بشکاف بر خود چون انار
شعر کامل
صائب تبریزی