اهلی شیرازی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 866

1. از بیم غصه شب و خوف ملال روز

2. روزم خیال شب کشد و شب خیال روز

3. آسوده خسته یی که بخواب عدم بود

4. وارسته از عذاب شب و قیل و قال روز

5. شب همچو شمع سوخته و روز مرده ایم

6. آنست حال ما شب و اینست حال روز

7. آن چشمه حیات کجا تیره دل کجا

8. هرگز که دید در شب ظلمت مجال روز

9. امشب که یار زلف پریشان گشاده است

10. اهلی بیا و در دل شب بین جمال روز


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را
* دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
شعر کامل
حافظ
* شب صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار ما
* بسی گردش کند گردون بسی لیل و نهار آرد
شعر کامل
حافظ
* به ادب با همه سر کن که دل شاه و گدا
* در ترازوی مکافات برابر باشد
شعر کامل
صائب تبریزی