امیرخسرو دهلوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 107

1. رخ چو عید تو دل برد بهر قربان را

2. ازین نشاط به یکجا دو عید شد جان را

3. مرا تو عیدی و از انتظار تو امشب

4. به دیده آب نبود این دو طفل گریان را

5. قدم به تهنیت عید رنجه فرمودی

6. اگر نه من کنم اظهار درد پنهان را

7. دولب مبند یک امشب به روی من مست

8. شکر فروش به شبهای عید دکان را

9. اگر سخن نکنی، گوش کن که می گوید

10. ز دل خسته جان را


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* آن چه هر شب بگذرد از چرخ فریاد منست
* و آن چه آن مه را به خاطر نگذرد یاد منست
شعر کامل
محتشم کاشانی
* نرگس ار لاف زد از شیوه چشم تو مرنج
* نروند اهل نظر از پی نابینایی
شعر کامل
حافظ
* هر ذره که در خاک زمینی بوده است
* پیش از من و تو تاج و نگینی بوده است
شعر کامل
خیام