فیض کاشانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 470

1. در دلم مهر ماهروئی بس

2. در سر از عشق‌های و هوئی بس

3. آب چشم و هوای دل داری

4. آتش عشق و خاک کوئی بس

5. چون مرا نیست تاب بزم وصال

6. سر کوئی و جستجوئی بس

7. بخیال از وصال خرسندم

8. ز آب دنیا مرا سبوئی بس

9. زان دهان قانعم به دشنامی

10. یادم آرد بگفتگوئی بس

11. دست در گردنش نیارم کرد

12. زان رخ و زلف رنگ و بوئی بس

13. هر دو عالم فدای یک مویش

14. فیض را مویه و موئی بس


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* عاشقانی که جان یک دگرند
* همه در عشق همدگر میرند
شعر کامل
مولوی
* آن نفسی که باخودی یار چو خار آیدت
* وان نفسی که بیخودی یار چه کار آیدت
شعر کامل
مولوی
* گر من از دوست بنالم نفسم صادق نیست
* خبر از دوست ندارد که ز خود با خبرست
شعر کامل
سعدی