حزین لاهیجی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 444

1. به خون هر چند دستی غمرۀ بيدادگر دارد

2. شهید خنجر مژگان شدن اجر دگر دارد

3. به دور آسمان افتادگان را نیست امّیدی

4. مگر ما را ز خاک آن حلقۀ فتراک بردارد

5. نمی آرد برون هرگز سر از صبح قیامت هم

6. که می گوید شب حسرت نصیبی ها سحر دارد؟

7. به کوی عشق یک طرّار می باشد، خبر دارم

8. به هرجا گم شود دل، طرّۂ شب زو خبر دارد

9. حزین نیم بسمل را به طالع نیست پروازی

10. که این بلبل قفسها در شکنج بال و پر دارد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ز افتادگی به مسند عزت رسیده است
* یوسف کند چگونه فراموش، چاه را؟
شعر کامل
صائب تبریزی
* آنچه دیدی بر قرار خود نماند
* وینچه بینی هم نماند بر قرار
شعر کامل
سعدی
* در طریق عشق خار از پا کشیدن مشکل است
* ریشه در دل می کند خاری که در پا می رود
شعر کامل
صائب تبریزی