جامی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 1208

1. بیا ای اهل دل را قُرّتُ الْعَیْنْ

2. کمان ابروانت قاب قوسین

3. میانِ موی تامویِ میانت

4. نمی بیند خرد یک موی مابین

5. لبت را گفتم ای جان اَیْنَ قلبی

6. دهانت گفت پنهان حيث لااَیْنْ

7. به وام از میکده بردم سبویی

8. مرا بادا به گردن دایم این دین

9. ز جامی گر تو سر خواهی و دیده

10. برد فرمان تو بِالرَّأس وَالْعَيْن


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود
* وارهد از حد جهان بی‌حد و اندازه شود
شعر کامل
مولوی
* خرقه زهد و جام می گر چه نه درخور همند
* این همه نقش می‌زنم از جهت رضای تو
شعر کامل
حافظ
* اینقدر کز تو دلی چند بود شاد، بس است
* زندگانی به مراد همه کس نتوان کرد
شعر کامل
صائب تبریزی