جامی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 1244

1. هر بامداد کان مه راند سواره بیرون

2. آید ز شهر خلقی بهر نظاره بیرون

3. اشکم به خون بدل شد خون هم نماند وین دم

4. می اوفتد ز دیده دل پاره پاره بیرون

5. شد آتشین دل من صد پاره و آید اکنون

6. با دود آه یک یک همچون شراره بیرون

7. پیش رُخت بتان را نبود مجالِ جلوه

8. تا آفتاب باشد ناید ستاره بیرون

9. درد دل حزین را با کوه اگر بگویم

10. آید صدای ناله از سنگِ خاره بیرون

11. ناچار باشد ای دل بیچارگی کشیدن

12. زین سان که رفت ما را از دست چاره بیرون

13. می کرد دی شماره خیل سگان خود را

14. واحسرتا که جامی بود از شماره بیرون


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
* که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
شعر کامل
حافظ
* بهار آمد بهار آمد بهار مشکبار آمد
* نگار آمد نگار آمد نگار بردبار آمد
شعر کامل
مولوی
* تن از درد لرزان چو از باد بید
* دل از جان شیرین شده ناامید
شعر کامل
فردوسی