جامی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 416

1. چنین که سالک ما می نهد قدم کج مج

2. هزار مرحله افزون بود ازو تا حج

3. بتافت بر همه ذرّات کون خورشیدی

4. که سیر او نه به قطع دقایق است و درج

5. چو اقربست به ما نور تو ز حبل ورید

6. چه احتیاج به بسط دلایلست و حجج

7. به چشم راست نگر هر کجا کجی بینی

8. که هست راستی ابروی آنکه باشد کج

9. بر آستان تو گفتم که سر زدم عمریست

10. هنوز نبودم امّید فتحِ باب فرج

11. دوباره گفت علی قرع بابنا دم دم

12. فَاِن من قَرع الباب و استدام وَلَج

13. هوای عالم وحدت اگر کنی جامی

14. به غیر راه ملامت مرو به هیچ نهج


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* واله و شیداست دایم همچو بلبل در قفس
* طوطی طبعم ز عشق شکر و بادام دوست
شعر کامل
حافظ
* سرو می خواست به پابوس تو آید چون آب
* لیکن از جو نتوانست به یک پا بگذشت
شعر کامل
کمال خجندی
* به خون تپیده ز بازوی قاتلی تن من
* که منتی است ز شمشیر او به گردن من
شعر کامل
فروغی بسطامی