جامی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 438

1. دل ز خوبان نکشد جز سوی آن سرو بلند

2. وه که خون شد جگرم زین دل دشوار پسند

3. رنج بی فایده چندین مکش ای خواجه حکیم

4. کی بود مرهم داغ تو مرا فایدہ مند

5. هر درختی که دلم در چمن عیش نشاند

6. تندباد غمت آمد همه از بیخ بکند

7. خندۀ غنچه بود وقت گُل از گریۀ ابر

8. گریۀ من نگر ای غنچۀ سیراب و بخند

9. خط شبرنگ تو دودیست کز آتش برخاست

10. چون پی چشم بدان خال سیه سوخت سپند

11. من نیم آنکه کشم از خط سودای تو سر

12. گرچه سازند جدا چون قلمم بند ز بند

13. کی رسد دست به مشکين رسنت جامی را

14. همتش گرچه بر اوج فلک انداخت کمند


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* گفت پیغامبر خداش ایمان نداد
* هر که را صبری نباشد در نهاد
شعر کامل
مولوی
* تمیز نیک و بد روزگار کار تونیست
* چو چشم آینه در خوب و زشت حیران باش
شعر کامل
صائب تبریزی
* بی حاصلی نگر که شماریم مغتنم
* از زندگانی آنچه به خواب گران گذشت
شعر کامل
صائب تبریزی