خواجوی کرمانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 102

1. ایکه لبت آب شکر ریختست

2. بر سمنت مشگ سیه بیختست

3. نقش ترا خامهٔ نقاش صنع

4. بر ورق جان من انگیختست

5. ساقی از آن آب چو آتش بیار

6. کاتش دل آب رخم ریختست

7. با تو محالست برآمیختن

8. گرچه غمت با گلم آمیختست

9. در سر زلف تو ز آشفتگی

10. باز بموئی دلم آویختست

11. خانهٔ دل عشق بتاراج داد

12. عقل ازین واقعه بگریختست

13. خون دل از دیدهٔ خواجو مگر

14. عقد ثریاست که بگسیختست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* چون قوس قزح برگ رزان رنگ به رنگ اند
* در قوس قزح خوشهٔ انگور گمانست
شعر کامل
منوچهری
* دل تهی ناشده از خویش به جایی نرسد
* تا بود پر ز شکر نی به نوایی نرسد
شعر کامل
صائب تبریزی
* ز کینه دور بود سینه ای که من دارم
* غبار نیست بر آیینه ای که من دارم
شعر کامل
رهی معیری