مولوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 1998

1. به خدا گل ز تو آموخت شکر خندیدن

2. به خدا که ز تو آموخت کمر بندیدن

3. به خدا چرخ همان دید که من دیدستم

4. ور نه دیدی ز چه بودیش به سر گردیدن

5. گفتم ای نی تو چنین زار چرا می نالی

6. گفت خوردم دم او شرط بود نالیدن

7. گفتم ای ماه نو این جمله گداز تو ز چیست

8. گفت کاهش دهدم فایده بالیدن

9. فایده زفت شدن در کمی و کاستن است

10. از پی خرج بود مکسبه‌ها ورزیدن

11. پر پروانه پی درک تف شمع بود

12. چونک آن یافت نخواهد پر و دریازیدن

13. در فنا جلوه شود فایده هستی‌ها

14. پس نباید ز بلا گریه و درچغزیدن

15. پس خمش باش همی‌خور ز کمان‌هاش خدنگ

16. چون هنر در کمیت خواهد افزاییدن


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* گاه خلوت صوفیان وقت با موی چو شیر
* ورد خود ذکر برنج و شیر و شکر کرده‌اند
شعر کامل
سنایی
* نخست موعظه پیر صحبت این حرف است
* که از مصاحب ناجنس احتراز کنید
شعر کامل
حافظ
* ناصحا، بیهوده می‌گویی که دل بردار ازو
* من به فرمان دلم کی دل به فرمان من‌ست؟
شعر کامل
هلالی جغتایی