ملا هادی سبزواری_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 48

1. سینه پر ناله و لب خاموش است

2. بر زبان قفل و دلم در جوش است

3. خود گر افلاک و گر عنصر خاک

4. همه را بار غمش بر دوش است

5. آن یک از شوق شب و روز برقص

6. وین یک از جام می اش مدهوش است

7. برهش بسته کمر چون جوزا

8. هرچه کوکب بفلک منقوش است

9. اختران چنگ زنان چون ناهید

10. محفل آراسته نوشا نوش است

11. مهر بگداختهٔ آتش او است

12. که بسر در طلبش درگوش است

13. ماه آورده کلف بر رخسار

14. کز غمش خون بدلش در جوش است

15. مه نو پیش خم ابرویش

16. حلقهٔ بندگیش در گوش است

17. قطب را کز حرکت افتاده

18. داده جامی ز ازل بی هوش است

19. خاکیان را همه از جلوهٔ او

20. شاهدی در برو هم آغوش است

21. دارد اسرار برندان پیوند

22. گرچه زاهد صفت ازرق پوشست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* دور گردان را به احسان یاد کردن همت است
* ورنه هر نخلی به پای خود ثمر می افکند
شعر کامل
صائب تبریزی
* عجب از عقل کسانی که مرا پند دهند
* برو ای خواجه که عاشق نبود پندپذیر
شعر کامل
سعدی
* کافی است بهر سوختنم یک نگاه گرم
* آتش به جانم از سخن آتشین مزن
شعر کامل
صائب تبریزی