نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 1200

1. بی می منشین اگر دلی داری

2. وز عمر امید حاصلی داری

3. خرم دل بی غم تو گر خاطر

4. با عهد وصال مقبلی داری

5. مجنون شو و دم مزن دگر تا کی

6. خود را به محل عاقلی داری

7. از خود به در آی اگر از او خواهی

8. بشتاب که دور منزلی داری

9. دی گفت یکی که ای سر آشفته

10. همواره تو پای در گلی داری

11. گفتم چه کنم که من به گردابم

12. تو خوش بنشین که ساحلی داری

13. چندین چه کنی نزاریا زاری

14. بر پای مگر سلاسلی داری

15. موقوف چه مانده ای نمی دانم

16. جز محنت عشق مشکلی داری


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* منم آن قمری نالان که از بس سنگ بیدادم
* زدند از هر طرف از باغت ای سرو روان رفتم
شعر کامل
هاتف اصفهانی
* اگر ابر بهاران گردد آه گریه آلودم
* به جای سبزه فریاد از دل هر دانه برخیزد
شعر کامل
صائب تبریزی
* میان مهربانان کی توان گفت
* که یار ما چنین گفت و چنان کرد
شعر کامل
حافظ