نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 340

1. بر دست چون بود می و صبح و کنار کشت

2. با دوستان همدم و یاران خوش جهشت

3. گر بشنوی وگرنه به احکام معنوی

4. اینک کنار کوثر و اینک در بهشت

5. با جاهلان معامله در بحث معرفت

6. باشد چنان که بر سر جیحون زنند خشت

7. خرم وجود ساقی شب خیز خوش نشین

8. کز باقی شبانه به ما باقیی بهشت

9. ماییم و احتمال ملامت گر و وبال

10. نیکو خصال را چه تعلق به بد سرشت

11. گر حق نکو کند به جهودان خیبری

12. در اختصاص کعبه ی مطلق شود کنشت

13. بر عفو غافرست معوّل نه بر عمل

14. نزدیک ما چه خیر و چه شرّ و چه خوب و زشت

15. این نام بس مرا که خریدار یوسفم

16. من پای مرد دارم و آن زال دست رشت

17. آزاد کرده ایست نزاری ز ابتدا

18. وین شرط نامه کاتبِ وحی از ازل نوشت

19. جز پهلوی نشاید و تسلیم عشق را

20. در خورد پهلوی نبود مردم وبشت


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* گفت اگر بر آستانم آب خواهی زد ز اشک
* هم به مژگانت بروب آن خاک در گفتم بچشم
شعر کامل
کمال خجندی
* تو بت چرا به معلم روی که بتگر چین
* به چین زلف تو آید به بتگری آموخت
شعر کامل
سعدی
* گنج زر گر نبود کنج قناعت باقیست
* آن که آن داد به شاهان به گدایان این داد
شعر کامل
حافظ