نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 872

1. دلم بر آتش هجران بسوخت آه دلم

2. گرت دلیست مکن قصدِ بی گناه دلم

3. تنم شده ست چو کاهی به زیر کوه غمت

4. که پشت پای زده کوه را چو کاه دلم

5. به هرزه در غم بیهوده می کشد خود را

6. نکرده عاقبت کار خود نگاه دلم

7. معلق است به مویی زمانه را گردن

8. از آن رسن که فرو می برد به چاه دلم

9. چو رنگِ زلفِ تو دارد ارادتش بپذیر

10. که خانه کرد در این آرزو سیاه دلم

11. گرفت در خم زلفت قرار و نگرفته ست

12. ازین نکوتر هم پشت و هم پناه دلم

13. بیا که کارد به مغزم رسید و کار به جان

14. بپرس اگر نه چنین است هان گواه دلم

15. نزارتر ز نزاری طمع مدار تنم

16. شکسته تر ز سر زلف خود مخواه دلم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* گر من از دوست بنالم نفسم صادق نیست
* خبر از دوست ندارد که ز خود با خبرست
شعر کامل
سعدی
* همه بر جای خود ای تازه نهالان چمن
* بنشینید که آن سرو روان برخیزد
شعر کامل
صائب تبریزی
* سلسله موی دوست حلقه دام بلاست
* هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست
شعر کامل
سعدی