نظیری نیشابوری_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 3

1. در پرده ره ندادند وقت سخن صبا را

2. من نیک می شناسم پیغام آشنا را

3. عیش دیار غربت چون برق در گذار است

4. نتوان به قید کردن ذوق گریزپا را

5. وجد و سماع صوفی، خالی از آن مقام است

6. چیزی به یار ماند، آن آهو خطا را

7. از خرده یی که دارد گل در قبا نگنجد

8. جایی که هست ذوقی می گردد آشکارا

9. با فقر و تنگدستی شوم است عُجب و مستی

10. در کشور غیوران نخوت کُشد گدا را

11. بر قدر قابلیت دادند هرچه دادند

12. حق راست بر تو حجّت تهمت منه قضا را

13. از مرغزار عقبی یا سبزه زار دنیا

14. تا دانم از کجایی، حرفی بگو خدا را

15. انصاف و مهربانی، عهد از جهان بر انداخت

16. شد راستی خوش آمد، شد دوستی مدارا

17. با شاه عشق بازان آخر کسی بگوید

18. بی آب و دانه کشتی مرغان خوش نوا را

19. از کاهش محبّان بر قدر خود فزایند

20. با این خسیس مردم، یاری مگیر یارا

21. خوش فطرتی نظیری حلّ دقیق خود کن

22. حاصل ز کار مردم بانگی است آسیا را


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
* به پیام آشنایان بنوازد آشنا را
شعر کامل
حافظ
* من بر سرآنم که به زلف تو زنم دست
* تا سنبل زلف تو چه سرداشته باشد
شعر کامل
صائب تبریزی
* بلعجب دردی است درد عشق جانان کاندرو
* دردم افزون می‌شود چندان که درمان می‌کنم
شعر کامل
عطار