نظیری نیشابوری_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 4

1. زبان پیام هوس داشت شستم انشا را

2. درون سینه بریدم سر تمنّا را

3. چگونه عرض تمنّا کنم که حسن غیور

4. نداده راه درین پرده رمز و ایما را

5. در آن نظاره که بر تیغ و کف شعور نبود

6. ز رشگ سوخته بود آگهی زلیخا را

7. ذخیره ای ز جنون بهار ننهادیم

8. کم است سود تُنُک مایگان سودا را

9. نوازشی اگرم می کند ، محبّت نیست

10. توان شناختن از دوستی مدار را

11. گر از ورع به گدا زاهدان قدح ندهند

12. چه مانع است حریفان بادہ پیما را

13. گذشت شوق ز اندازه گوشۀ نظری

14. که می خموش کند مست بی محابا را

15. به کینۀ دل بی رحم کافرت نازم

16. که کرده است به من دوست گبر و ترسا را

17. بدیهه سنج نظیری اگر تو خواهی بود

18. شکر فروش کنی طوطی شکرخا را


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* طمع به خاک فرو می برد حریصان را
* ز حرص بر سر قارون رسید آنچه رسید
شعر کامل
رهی معیری
* چشم بد دور ز خال تو که در عرصه حسن
* بیدقی راند که برد از مه و خورشید گرو
شعر کامل
حافظ
* ثناگوی تو باشد هر گیاهی
* اگر سرچشمه زاینده باشی
شعر کامل
صائب تبریزی