نظیری نیشابوری_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 529

1. دریغ از صف مردان برون نتاخت یکی

2. دو کون را به یکی داو درنباخت یکی

3. هزار تيغ درین مشهد جزا برخاست

4. ندید عشق که مردانه سر فراخت یکی

5. کسی به معرکۀ عشق کامیاب نشد

6. ظفر دواسبه مدد شد ولی نتاخت یکی

7. بسی به جستن اجزای کیمیا گشتند

8. ز صدهزار کس اکسیر زر نساخت یکی

9. دلیل و حجّت حق دیگرست و حق دیگر

10. طریق جهل هزار و ره شناخت یکی

11. دو کون را که چه داند که هیچ کس نشناخت

12. جهانیان همه بردند و درنباخت یکی

13. درست و خردۀ این کارخانه مغشوشست

14. نخورد داروی سباک اگر گداخت یکی

15. نوای عشق به ساز و حرير و الحان نیست

16. هزار پرده شد آهنگ کی نواخت یکی

17. مقمّری چو نظیری پاکباز نخاست

18. که بیش و کم به هم آورده داو ساخت یکی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* چو از کوه بفروخت گیتی فروز
* دو زلف شب تیره بگرفت روز
شعر کامل
فردوسی
* دریغ و درد که تا این زمان ندانستم
* که کیمیای سعادت رفیق بود رفیق
شعر کامل
حافظ
* شب ز آه آتشین یک دم نیاسایم چو شمع
* در میان آتش سوزنده جای خواب نیست
شعر کامل
رهی معیری