اوحدی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 11

1. بر قتل چون منی چه گماری رقیب را؟

2. ای در جهان غریب، مسوز این غریب را

3. دورم همی کنند ادیبان ز پیش تو

4. ای حورزاده، عشق بیاموز ادیب را

5. روی تو گر ز دور ببیند خطیب شهر

6. دیگر حضور قلب نباشد خطیب را

7. ترسا گر آن دو زلف چو زنار بنگرد

8. در حال همچو عود بسوزد صلیب را

9. ما دوست را به دنیی و عقبی نمی‌دهیم

10. زنهار! کس چگونه فروشد حبیب را

11. از من مدار چشم خموشی، که وقت گل

12. مشکل کسی خموش کند عندلیب را

13. همرنگ اوحدی شود اندر جهان به عشق

14. هر کس که او نگه کند این رنگ و طیب را


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* مجمع خوبی و لطف است عذار چو مهش
* لیکنش مهر و وفا نیست خدایا بدهش
شعر کامل
حافظ
* چون صدف در پرده های دل نهفتم اشک را
* گوهر خود را به هر بیدرد ننمودم چو شمع
شعر کامل
صائب تبریزی
* به زیورها بیارایند وقتی خوبرویان را
* تو سیمین تن چنان خوبی که زیورها بیارایی
شعر کامل
سعدی