عرفی شیرازی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 490

1. بس که درد عالمی در عشق تنها می کشم

2. نالهٔ امروز را از ضعف فردا می کشم

3. خار خار راحتم ره می زند ای ساربان

4. گرم ران محمل که ناگه خاری از پا می کشم

5. چون به مرگ خود بمیرم رحم کن خونم بریز

6. کز شهیدان تو فردا سرزنشها می کشم

7. عشق را در کف متاعی بود، گفتم چیست، گفت

8. نیل بد نامیست بر روی زلیخا می کشم

9. تا مرا پا هست و خواهد بود، عرفی، سایه وش

10. خویشتن را از پی خوبان رعنا می کشم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بسیار زبونی‌ها بر خویش روا دارد
* درویش که بازارش با محتشمی باشد
شعر کامل
سعدی
* آبنوسم در بن دریا نشینم با صدف
* خس نیم تا بر سر آیم کف بود همتای من
شعر کامل
خاقانی
* تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او
* زان سفر دراز خود عزم وطن نمی‌کند
شعر کامل
حافظ