صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 2388

1. عیبجو چندان که عیب از ما بدر می آورد

2. غیرت ما زور بر کسب هنر می آورد

3. یک دل آگاه گمراهان عالم را بس است

4. کاروانی را به منزل راهبر می آورد

5. لطف عام او عجب دارم نصیب من شود

6. با چنین بختی که از دریا خبر می آورد

7. شد برومند از سر منصور چوب خشک دار

8. در چه موسم نخل ما یارب ثمر می آورد؟

9. می برد چندان که از هوشم دو چشم مست او

10. موکشانم باز آن موی کمر می آورد

11. سیر چشمان را غرض از جمع دنیا ترک اوست

12. سکته بهر پشت کردن رو به زر می آورد

13. هر که چون غواص می سازد نفس در دل گره

14. صائب از دریا برون عقد گهر می آورد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما
* چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما
شعر کامل
حافظ
* بی حجاب تن خاکی نرسد جان به کمال
* پسته بی پوست محال است که خندان گردد
شعر کامل
صائب تبریزی
* با نسخۀ طبیب چه کار آن مریض را
* کز خون دیده شربت و از غم غذا کند
شعر کامل
جامی