وحشی بافقی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 260

1. مستغنی است از همه عالم گدای عشق

2. ما و گدایی در دولتسرای عشق

3. عشق و اساس عشق نهادند بر دوام

4. یعنی خلل پذیر نگردد بنای عشق

5. آنها که نام آب بقا وضع کرده‌اند

6. گفتند نکته‌ای ز دوام و بقای عشق

7. گو خاک تیره زر کن و سنگ سیاه سیم

8. آنکس که یافت آگهی از کیمیای عشق

9. پروانه محو کرد در آتش وجود خویش

10. یعنی که اتحاد بود انتهای عشق

11. اینرا کشد به وادی و آنرا برد به کوه

12. زینها بسی‌ست تا چه بود اقتضای عشق

13. وحشی هزار ساله ره از یار سوی یار

14. یک گام بیش نیست ولیکن به پای عشق


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* در آن بساط که حسن تو جلوه آغازد
* مجال طعنه بدبین و بدپسند مباد
شعر کامل
حافظ
* زهر چشمش میان خندیدن
* همچو بادام تلخ در شکرست
شعر کامل
صائب تبریزی
* هر کجا ویران بود آن جا امید گنج هست
* گنج حق را می‌نجویی در دل ویران چرا
شعر کامل
مولوی